دلم تنگه تنگتر از هر چی فکر کنی!!

16-17 سال قبل  ، اوایل نوجوونیم هر وقت دلم می گرفت یه ضبط و پخش بابام داشت که قد یه ساک دستی بود و می شد به راحتی از این اطاق به اون اطاق حملش کنی!!!

بر می داشتمش و میبردمش تو اطاقم و با کاست های maxel یا sony EF ای که عموما آهنگ های ابی روشون با دقت خاصی ضبط شده بود رو می ذاشتم توش و می رفتم تو حال خودم. اغلب جمعه ها عصر کسی خونه نبود و من دم غروب با خاموش کردن لامپ ها جواب ندادن آیفون و کشیدن تلفن  می رفتم تو حال خودم!!

تو غصه هایی که اکثرا خودم واسه خودم پر اهمیتشون می کردم و بعدها فهمیدم که فقط مخصوص همون روزها بوده!!!

غرق آهنگهای مورد علاقم می شدم و اشک می ریختم!!!

به اصطلاح خودم دلم پر پر بود و اونجوری حداقل واسه یه هفته خالی می شدم!

چقدر دلم واسه اون روزها تنگه!!

جالبه روزهای دلتنگی اون موقع ها الان واسم آرزوست! 

الان مدت هاست وقت نکردم تو خودم برم!!

اون وقتها با یه قلم و کاغذ اینقدر آروم می شدم که به هیچی نیازی نداشتم!

اما الان چی!!

زندگی فلزیه امروز مغزم رو پوک کرده!!

الان دلم هیچ جمعه به جمعه ای غصه هام تخلیه نمی شه!!!

فقط خداست که می دونه چند تا جمعه است که این دردها تلمبار شده!!

حوصله هیچکس و هیچی رو ندارم!!

دلم لک زده با آذر چهار تا کلمه حرف بزنم اما غرورم نمی ذاره بهش زنگ بزنم!!

عاشق اینم که الان پسرم رو ببرم پارک ، اما حس و حالش نیس، می ترسم اونم با غرولندم آزار بدم!!

به قول مرحوم پناهی یه چیزی دستم بود،‌ کجا از دستم افتاد!!!!؟

مادربزرگ گم کرده ام در هیاهوی شهر آن نظربند سبزی را که در کودکی بسته بودی به بازویم!!!  من چشم خورده ام، من تکه تکه از دست رفتم در روز روز  زندگیم!!!

فقط می دونم حالم اصلا خوب نیس و مثل اون سالها هیچ کاغذوقلم  و  هیچ کاستی نیست که آرومم کنه!!

من چمه؟!!!!!

/ 3 نظر / 15 بازدید
جمشید غریبی

سلام آخر چرا دلت تنگه مگر دنیا به کی مانده چرا دنیارا به خودت واطرافیانت سخت می گیری خدارا خوش نمیاد دلت را صاف کن بیا با همه آشتی کن تا باصفا بشی دروبلاگم مرا با خبر کن.

tina

سلام. چرا غرورتون اجازه نمیده؟ امیدوارم که الان بهتر شده باشین. به غرورتون توجه نکنید.یادتون بیاد روزایی رو که آرزوتون بود با آذر خانوم بشینید و حرف بزنید.آرزوتون بود باهاش سر یه میز بشینید.یادتون بیاد روزایی رو که آرزو داشتین دستاشو تو دستاتون بگیرید...خدا کنه غرورتونو کنار گذاشته باشین و اونو هم به زندگیش دلگرم تر کرده باشین.این عقب کشیدنها خیلی زن ها رو سرد می کنه.

مهتاب اسمانی

سلام خوبید؟راستی چرا به آذرخانم زنگ نمیزنید؟خدا نکرده مشکلی پیش اومده................من بروزم ................دلم برای دوستای قدیمی تنگ شده بود